lmia logo

سـامانه ملی تحلیل اطـلاعـات بــازار کــار

  • آمار و اطلاعات

  • برگ نخست
  • آمار و اطلاعات
  • شاخص های اصلی بازار کار
  • نرخ بیکاری
  • تحلیل و گزینه های سیاستی

نرخ بیکاری

براساس نظریات اقتصاد کلان، انتظار می رود در کوتاه مدت بین نرخ بیکاری و نرخ تورم رابطه معکوسی وجود داشته باشد. بر این اساس امکان مبادله بین تورم و بیکاری وجود دارد، یعنی با پذیرش تورم بیشتر می توان نرخ بیکاری کمتری را تجربه کرد. به بیان دیگر، درصورت هدف قرار دادن تورم پایین تر، باید پیامدهای ناشی از افزایش بیکاری را تحمل نمود و یا در صورت هدف قرار دادن نرخ بیکاری پایین تر باید آثار ناشی از افزایش نرخ تورم را تجربه نمود. با دسترسی به رشد اقتصادی موثر می توان از طریق سرمایه گذاری های عظیم و رونق بخشیدن به اقتصاد، معضل بیکاری را تا حد امکان جبران کرد. در هر صورت، این تبادل را در کوتاه مدت می توان با هزینه افزایش در عامل تورم یا بیکاری به دست آورد، ولی تجربه نشان می دهد که در بلند مدت امکان این تبادل وجود ندارد.

نمودار(1): رابطه نرخ بیکاری با نرخ تورم

 

مطابق نمودار بالا، رابطه معکوس بین نرخ تورم و بیکاری بر اساس داده های آماری سال های 97-1390 رد نمی شود. هر چند ابعاد عظیم بیکاری در ایران را نیز نباید نادیده گرفت. باید اذعان نمود که پذیرش میزانی از تورم شاید یک راه حل در کوتاه مدت برای کاهش بیکاری به نظر آید، اما در بلندمدت اثراتی به مراتب زیان بار دارد و ثبات قیمت ها یکی از مهم ترین اهداف کلان اقتصادی به شمار می آید. در این راستا، کاهش و یا حفظ انتظارات تورمی نقش بسزایی دارد که این امر مستلزم تعهد مقامات پولی است و استقلال سیاست های پولی در کشور را می طلبد. ثبات و آرامش اقتصادی نتیجه سیاست هایی خواهد بود که در مهار تورم مؤثر است و در عین حال که هزینه های اجتماعی و اقتصادی را هم در کوتاه مدت در پی دارد و در این بین برای کاهش هزینه های ناشی از بیکاری، سرمایه گذاری نقش کلیدی دارد و برای افزایش و ارتقای آن باید کوشید.

 

- رابطه بیکاری ناشی از ریزش و شاخص های نااطمینانی

 در نمودار (2) رابطه بین بیکاری ناشی از تعدیل نیروی کار با شاخص نااطمینانی کلان اقتصادی با استفاده از داده های آماری سال های 1384-1397 نمایش داده شده است. برای اندازه گیری شاخص نااطمینانی کلان اقتصادی از اختلاف بین نرخ تورم داخلی و خارجی بعلاوه نرخ ارز غیررسمی (آزاد) استفاده شده است. دلایل متعددی می تواند منجر به تعدیل و اخراج نیروی کار در یک بنگاه اقتصادی شود که برخی از آن ها ناشی از عوامل بیرونی و برخی از آن ناشی از عوامل درونی بنگاه اقتصادی است. مواردی همچون افزایش نااطمینانی در اقتصاد کلان کشور (تغییرات قیمت ها ، نرخ ارز و ...) بعنوان عوامل بیرونی هستند که بر محیط بنگاه تاثیر گذاشته  و منجر به کاهش سرمایه گذاری، کسب و کار و اشتغال می شود. در دهه اخیر دو شوک ناشی از اصلاح قیمت حامل های انرژی و تحریم های اقتصادی بر رفتار بنگاه اقتصادی تاثیر گذاشته و منجر به تعدیل و اخراج نیروی کار شده است. در اقتصاد ایران طی دهه گذشته به طور متوسط بیش از 290 هزار نفر بیکار شده اند که منشا بیکاری آن ها به دلیل اخراج، تعدیل و تعطیلی بنگاه بوده است. بطوری که روند آن افزایشی و حتی در سال 1397 به 460هزار نفر رسیده است. به عبارت دیگر، سهم این گروه از کل بیکاران از 9 درصد در سال 1384 به بیش از 14 درصد در سال 1397 افزایش یافته است.طبق برآورد انجام شده، برای اشتغال مجدد 460 هزار نفر بیکاران مذکور به حدود 39 هزار میلیارد تومان منابع مالی نیاز است.

نمودار زیر، رابطه مثبت بین افزایش نااطمینانی (یا بی ثباتی) کلان و افزایش بیکاری ناشی از تعدیل نیروی کار را در دهه اخیر در ایران نشان می دهد. بنابراین برای کاهش ریزش نیروی کار در بنگاه های اقتصادی و حفظ و صیانت از اشتغال، ثبات کلان اقتصادی و به تبع آن ایجاد فضای کم ریسک و مطمئن برای سرمایه گذاری ضرورت می یابد. هر چه سیاستگذاری های کلان اقتصادی کشور به سمتی گرایش یابد که نقش بی ثباتی و نااطمینانی در مدیریت هزینه های بنگاه کاهش یابد، بدیهی است بنگاه ها در حفظ و صیانت از نیروی کار تلاش مضاعفی از خود نشان خواهند داد لذا اعطای مشوق های نهادی و مالی، اصلاح ساختار بنگاه ها و حتی تسهیل در تأمین مواد اولیه و ... در قالب قاعده مشخص می تواند رفتار بنگاه ها را بدین سمت گرایش دهد.

نمودار (2):رابطه بیکاران ناشی از تعدیل، اخراج و تعطیلی بنگاه با شاخص نااطمینانی کلان اقتصادی

 

- رابطه نرخ بیکاری آموزش عالی و رشد تولید غیرنفتی

نرخ بیکاری دانش آموختگان دانشگاهی تحت تاثیر دو عامل فشار عرضه و تقاضا برای نیروی کار قرار دارد. در نمودار زیر رابطه بین نرخ بیکاری دانش آموختگان دانشگاهی و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی غیرنفتی به عنوان یکی از عوامل اصلی تعیین تقاضای نیروی کار نمایش داده شده است. همانطورکه در نمودار (3) ملاحظه می شود رابطه معکوسی بین نرخ بیکاری دانش آموختگان و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی غیرنفتی وجود دارد و این بدین معناست که با افزایش رشد تولید ناخالص داخلی غیرنفتی، تقاضا برای نیروی کار دانش آموخته افزایش یافته و به دنبال آن نرخ بیکاری آن ها کاهش یافته است.

نمودار (3):رابطه نرخ بیکاری آموزش عالی و رشد تولید غیر نفتی

 

گزینه های سیاستی:

سیاست های لازم برای کاهش نرخ بیکاری:

الف) مهار تورم و ایجاد ثبات کلان اقتصادی و به تبع آن ایجاد فضای کم ریسک و مطمئن برای سرمایه گذاری.

ب) اعطای مشوق های بیمه ای و مالیاتی و حتی یارانه ای برای حمایت از تثبیت اشتغال در بنگاه های موجود به خصوص واحدهای مشکل دار.

ج) ارتقای مهارت های کاربردی دانش آموختگان دانشگاهی از طریق برنامه هایی همچون کارورزی، مهارت آموزی در محیط کار واقعی و ... به منظور افزایش اشتغال پذیری آن ها.

د)فراهم نمودن زمینه های لازم برای افزایش رشد تولید غیر نفتی

 

© تمامی حقوق این سامانه متعلق به معاونت توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی می باشد.