lmia logo

سـامانه ملی تحلیل اطـلاعـات بــازار کــار

  • آمار و اطلاعات

  • برگ نخست
  • آمار و اطلاعات
  • شاخص های اصلی بازار کار
  • نرخ اشتغال ناقص زمانی
  • تحلیل و گزینه های سیاستی

نرخ اشتغال ناقص زمانی

- رابطه نرخ اشتغال ناقص زمانی با ظرفیت اقتصادی

اشتغال ناقص زمانی، بیانگر وجود ظرفیت های بیکار نیروی انسانی در اقتصاد است که معمولاً با ظرفیت های بیکار (زمین و سرمایه، ماشین آلات و تجهیزات و ساختمان) همراه است. انتظار بر آن است، با افزایش بکارگیری ظرفیت های بیکار در اقتصاد، بهره وری افزایش یافته و بنگاه ها می توانند دستمزد بالاتری به نیروی کار پرداخت نمایند و در نتیجه نیروی کار تمایل کمتری برای انجام ساعت کار بیشتر خواهد داشت، زیرا با همان میزان عرضه ساعت کار می توانند هزینه های زندگی را تامین نمایند. از منظر دیگر، با افزایش بکارگیری ظرفیت های بیکار، تعدادی از نیروی کار کم کار به گروه کارکنان با ساعت کار نرمال یا پرکار می پیوندند و در نتیجه، سهم اشتغال ناقص زمانی کاهش  می یابد. مطابق نمودار (1) با افزایش میزان بکارگیری از ظرفیت های اقتصادی بیکار، نرخ اشتغال ناقص زمانی کاهش می یابد. بدین معنا که سهم کمتری از شاغلان کم کار، تمایل به انجام ساعت کار بیشتر از 44 ساعت خواهند داشت. بدین ترتیب، سیاست ها و انگیزه های لازم چه از بعد تخفیف های مالی و نهادی لازم برای بکارگیری ظرفیت های موجود می تواند زمینه اشتغال ناقص را کاهش دهد.

نمودار (1): رابطه شاخص اشتغال ناقص زمانی با بکارگیری ظرفیت اقتصادی

 

- رابطه نرخ اشتغال ناقص زمانی  با رشد تولید میان مدت (ساختاری)

انتظار می رود با افزایش رشد تولید غیر نفتی در میان مدت و بلند مدت، تقاضا برای استفاده از نیروی کار در قالب ساعات کار بیشتر و استخدام نیروی کار جدید افزایش یابد. از آنجا که افزایش یا کاهش تولید با وقفه روی متغیرهای بازار کار اثر گذار است، به منظور تحلیل دقیق تر موضوع، از میانگین رشد 4 ساله تولید به عنوان شاخصی برای توصیف رشد تولید ساختاری (میان مدت) استفاده شده است. در شرایطی که قانون کار موجب ایجاد چسبندگی در بازار کار می شود و تعدیل نیروی کار با هزینه بالا امکان پذیر است، معمولاً در هنگام افزایش تولید بنگاه سعی می کند از نیروی کار موجود استفاه بیشتری نماید که این امر موجب کاهش اشتغال ناقص زمانی می شود. بنابراین انتظار می رود روند معکوسی بین رشد میان مدت تولید بدون نفت و میزان اشتغال ناقص زمانی وجود داشته باشد، به طوریکه با اصلاح ساختارها و توسعه بخش غیرنفتی می توان شاهد کاهش اشتغال ناقص زمانی بود. نمودار زیر موید این رابطه معکوس بین اشتغال ناقص و رشد میان مدت است.

نمودار (2): رابطه شاخص اشتغال ناقص زمانی با رشد تولید میان مدت (ساختاری)

 

گزینه های سیاستی:

سیاست های لازم برای کاهش میزان اشتغال ناقص زمانی:

الف) فراهم نمودن بسترهای مناسب برای افزایش رشد غیرنفتی در اقتصاد

ب) اعطای مشوق های مالیاتی و بیمه ای برای واحدهایی که بازارهای جدید خارجی را کسب می نمایند.

ج) هدایت تسهیلات و اعتبارات بانکی در جهت تامین سرمایه در گردش بنگاه های اقتصادی و استفاده از ظرفیت های بیکار بخصوص در رسته های پیشران و اولویت دار.

د) انجام مداخلات توسعه ای به منظور اتصال بنگاه های کوچک و متوسط به بنگاه های صاحب برند خارجی

© تمامی حقوق این سامانه متعلق به معاونت توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی می باشد.