lmia logo

سـامانه ملی تحلیل اطـلاعـات بــازار کــار

  • آمار و اطلاعات

  • برگ نخست
  • آمار و اطلاعات
  • شاخص های اصلی بازار کار
  • نرخ مشارکت نیروی کار
  • تحلیل و گزینه های سیاستی

نرخ مشارکت نیروی کار

- رابطه مشارکت نیروی کار و مسئولیت های خانوادگی و اشتغال به تحصیل

بر اساس داده های رسمی، در اقتصاد ایران متوسط نرخ مشارکت نیروی کار(15 ساله و بیشتر)  در حدود 44.5 درصد می باشد و این نسبت برای مردان و زنان به ترتیب در حدود 71.6 و 17.6 درصد می باشد. هر چند روند نرخ مشارکت زنان افزایشی است ولی کماکان شکاف نرخ مشارکت مردان و زنان بیش از 54 درصد است. با توجه به آمارهای جهانی، متوسط نرخ مشارکت نیروی کار مردان 75 درصد و زنان 48 درصد است که اختلاف آن ها به کمتر از 27 درصد می رسد و حاکی از تفاوت آشکار در مشارکت اقتصادی نیروی کار(به خصوص زنان) ایران در مقایسه جهانی است. حال این سوال مطرح هست که چرا بخشی از جمعیت مردان و زنان در گروه جمعیت فعالان قرار
نمی گیرند. در پاسخ به داده های مختلف و مربوطه مراجعه می شود تا تحلیل منطقی تری در این خصوص داشت.

 نمودار (1) دلایل عدم مشارکت جمعیت در سن کار در فعالیت های اقتصادی به تفکیک مردان و زنان را نشان می دهد. همان طور که در این نمودار ملاحظه می شود حدود 60 درصد از جمعیت در سن کار تمایل به انجام کار و فعالیت اقتصادی ندارند و این موجب شده است که نرخ مشارکت کشور ایران در مقایسه با سایر کشورها پایین باشد. دلایل پایین بودن مشارکت مردان و زنان متفاوت است و این موضوع در برنامه ریزی های اقتصادی و اجتماعی نقش کلیدی دارد. به طوری که مطابق نتایج نمونه گیری طرح نیروی کار (مرکز آمار ایران)، نزدیک به 51 درصد از این جمعیت مردان، "اشتغال به تحصیل و آموزش" را دلیل بر عدم مشارکت در فعالیت اقتصادی می دانند در حالی که در گروه زنان، "مسئولیت های شخصی و خانوادگی" را به عنوان دلیل عدم مشارکت اقتصادی اعلام می شود. بنابراین، عدم مشارکت مردان را باید عمدتاً از بعد" فرهنگی و سرمایه انسانی" عدم مشارکت زنان را نیز عمدتاً از بعد "اجتماعی" قابل توجیه دانست.

 

 نمودار شماره(1): دلایل عدم مشارکت جمعیت در سن کار در فعالیت های اقتصادی به تفکیک جنسیت

 

                   مأخذ: طرح آمارگیری مرکز آمار ایران

- رابطه مشارکت نیروی کار و جمعیت دارای تحصیلات عالی

سوال اساسی دیگر این است که مشارکت نیروی کار در اقتصاد ایران چگونه می تواند افزایش یابد؟ یکی از مولفه های اصلی برای افزایش مشارکت نیروی کار در کشور، بهبود سطح تحصیلات جمعیت کشور به خصوص در سطوح عالی
می باشد. براساس شواهد آماری، نرخ مشارکت افراد دارای آموزش عالی در اقتصاد ایران نسبت به سایر گروه های تحصیلی بالاتر می باشد. در نمودار (2) این وضعیت برای زنان به مراتب بهتر نشان می دهد. بنابراین افزایش ظرفیت برای بهبود مشارکت نیروی کار در کشور و رسیدن به سطح استاندارد جهانی، توجه بیش از پیش به افزایش هدفمند جمعیت دارای آموزش از جمله آموزش عالی (با لحاظ کیفیت) ضرورت می یابد. ضمن این که بهبود آموزش های رسمی و غیررسمی و به تبع آن افزایش نرخ مشارکت نیروی کار تا حدود زیادی به جهت گیری موهبت و یا سود جمعیتی ارتباط تنگاتنگی دارد. ملاحظه می شود که اختلاف سطح نرخ مشارکت مردان در سطوح تحصیلی مختلف (ابتدایی تا دکتری) در حدود 10 درصد می باشد در حالی که این اختلاف بین زنان بیش از 40 درصد است. از سویی مطابق با برآورد انجام شده حجم ذخیره نیروی کار زن با سطح تحصیلات دیپلم و پایین تر که به صورت بالقوه مورد استفاده قرار نگرفته حدود 5.8 میلیون نفر می باشد که به نظر می رسد در صورت تسهیل ورود این افراد به بازار کار به طور مثال با استفاده از راه اندازی و حمایت از مشاغل خانگی و ... بتواند تأثیر فراوانی روی نرخ مشارکت زنان در بازار کار و نرخ بیکاری آن ها داشته باشد. به عبارت دیگر اختلاف سطح مشارکت مردان و زنان عمدتاً در گروه تحصیلی فوق دیپلم به پایین می باشد که شکاف بزرگی را در نمودار به تصویر کشانده است. بنابراین دو رویکرد برای بهبود مشارکت اقتصادی جمعیت در سن کار می توان دنبال کرد.

  1. رویکرد اول، جمعیت در سن کار با سطح تحصیلی بالاتر بخصوص زنان، به طور خودکار باعث افزایش مشارکت آن ها در فعالیت های اقتصادی و ورود به بازار کار خواهد شد.
  2. رویکرد دوم، سطوح جمعیتی در سن کار پایین تر از دیپلم، ( که برای زنان بسیار پایین و کمتر از 15 درصد می باشد) از طرق مختلف اجتماعی و فرهنگی و حتی اقتصادی زمینه ترغیب برای ورود به بازار کار باید فراهم گردد. بدین معنا که انگیزشی متناسب با شرایط محیطی، اجتماعی و فرهنگی خانوارهای شهری و روستایی نقش کلیدی در بهبود مشارکت جمعیت در سن کار برای ورود به بازار کار خواهد داشت.

نمودار(2): رابطه سطح تحصیلات و مشارکت نیروی کار در سال 1397

 

- رابطه مشارکت نیروی کار و درآمد سرانه

یکی از شاخص های مهم در تحرک بخشی بازار کار و انجام فعالیت های اقتصادی، بهبود نسبی تولید سرانه و به تبع آن درآمد سرانه است. بدیهی است، براساس تجربه جهانی، هرچه درآمد سرانه یک کشور بالاتر باشد انتظار بر این است که سطح مشارکت اقتصادی افراد (زنان- مردان) افزایش یابد. همان طور که در نمودار(3) مشهود است کشورهای دارای سطح درآمد بالاتر و توسعه یافته تر دارای نرخ مشارکت بالاتری هستند. این وضعیت را می توان برای کشورهای با درآمد بالاتر، کره جنوبی، مالزی و... مشاهده کرد. البته از بعد مشارکت نیروی کار مردان و زنان تا حدودی متفاوت می باشد. به عبارتی، هرچه اقتصاد کشور از درآمد سرانه بیشتری برخوردار باشد مشارکت زنان به طور نسبی بیشتر خواهد بود.

نمودار (3): رابطه نرخ مشارکت نیروی کار با تولید سرانه ایران و کشورهای با درآمدهای مختلف

 

 

نمودار(4): رابطه نرخ مشارکت نیروی کار زنان با تولید سرانه ایران و کشورهای با درآمدهای مختلف

 

 

مقایسه رابطه بین تولید (و یا درآمد سرانه) با مشارکت کل و زنان در نمودارهای (3) و (4) بهتر تبیین شده است به طوری که با بهبود وضعیت درآمد سرانه، امکان بکارگیری جمعیت در سن کار از جمله زنان در عرصه ای اقتصادی و اجتماعی نیز بیشتر خواهد شد. بدیهی است با توجه به مباحث قبلی، هرچه جمعیت در سن کار بخصوص زنان از سطح تحصیلات بالاتری برخوردار باشند احتمال ورود آن ها به بازار کار بیشتر خواهد بود و توسعه یافتگی مناطق و کشور در فراهم آوردن این شرایط نیز کمک خواهد کرد.

- رابطه مشارکت نیروی کار و رشد اقتصادی

امید برای یافتن شغل در بازار کار می تواند از فضای جاری اقتصاد نیز مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد. هرچه اقتصاد در شرایط مناسب تری قرار گیرد و همچنین رشد اقتصادی شتاب بیشتری گیرد بدیهی است که امید برای یافتن شغل افزایش خواهد یافت. البته این رابطه در نمودار ذیل به خوبی ترسیم شده است. در سال هایی که رشد اقتصادی در سطح بالاتری قرار گرفته به طور نسبی نرخ مشارکت نیز در وضعیت بهتری قرار دارد و این نرخ افزایش یافته است. بنابراین می توان بیان نمود در وضعیتی که اقتصاد از رکود خارج شود و امید برای یافتن شغل افزایش یابد می توان انتظار داشت تا حدودی وضعیت مشارکت اقتصادی به خصوص از جمعیت غیرفعال زنان به سمت بازار کار افزایش یابد. با توجه به حضور حدود 37 میلیون نفر از جمعیت ده ساله و بیشتر در گروه غیرفعال که در حال تحصیل بوده و یا خانه دار و... می باشند، بهبود شرایط اقتصادی کشور، این نوید را خواهد داد که بخشی از آن ها (مردان و زنان) در گروه فعال بازار کار قرار گیرند. 

نمودار(5): رابطه نرخ مشارکت نیروی کار با رشد اقتصادی در ایران

 

- رابطه نرخ مشارکت و دلسرد شدن و ناامید شدن از کار

این طور استنباط می شود که یکی از عوامل کاهش نرخ مشارکت نیروی کار در اقتصاد، شرایط حاکم بر بازار کار و اقتصاد می باشد. به عبارت دیگر هرچه شرایط بازار کار و اقتصاد مهیا و مناسب باشد امید برای یافتن شغل افزایش می یابد و به تبع آن مشارکت نیروی کار در اقتصاد فزونی می یابد و بالعکس. ساختار اقتصادی کشور نقش تعیین کننده در جریان ورودی و خروجی نیروی کار دارد سهم دلسردشده و یا ناامیدشدگان از کل جمعیت غیرفعال در بازار کار اقتصاد ایران، ناچیز و کمتر از 1.3 درصد است که به تفکیک برای زنان و مردان 0.9 درصد و حدود 2.2 درصد می باشد. رابطه نسبی این دو متغیر در نمودار زیر تا حدودی نشان داده شده است.

نمودار (6): رابطه دلسرد شدن از جستجوی کار با نرخ مشارکت نیروی کار

 

- رابطه نرخ مشارکت جوانان و پوشش تحصیلی (درصد جمعیت در حال تحصیل)

در سال های91-1384 با گسترش دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی، درصد جمعیت درحال تحصیل جوانان افزایش چشمگیری داشته است که به تبع آن سهم جمعیت وارد شده به بازار کار کاهش یافته است. پس از آن در نتیجه بالا بودن نرخ بیکاری جوانان و بازخورد آن به نیروی کار جوان، انگیزه آن ها برای ورود به دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی کمتر شده و در نتیجه آن درصد جمعیت در حال تحصیل آن ها کاهش و بدنبال آن، نرخ مشارکت نیروی کار جوان افزایش یافته است. بدین ترتیب در کوتاه مدت یکی از موضوعات بازدارنده کاهشی مشارکت نیروی کار در اقتصاد ایران، افزایش جمعیت در حال تحصیل می باشد که به صورت بی سابقه ای در دهه گذشته رخ داده است.

نمودار (7): مقایسه روند نرخ مشارکت جوانان و پوشش تحصیلی

 

 

 حال آن که در نمودار (8) رابطه بین درصد جمعیت درحال تحصیل جوانان و نرخ مشارکت آن ها برای دوره 84-1396 نمایش داده شده است. همانطورکه از نمودار زیر مشخص است همبستگی بالایی بین دو متغیر مذکور مشاهده می شود.

نمودار (8): رابطه نرخ مشارکت جوانان و پوشش تحصیلی

 

گزینه های سیاستی افزایش نرخ مشارکت نیروی کار:

  1. کمک به افزایش اشتغال پذیری جویندگان کار از راههایی مانند:
  • ارتقای کیفیت آموزش در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی
  • توسعه مهارت های کاربردی در دانشگاه ها
  • بازنگری در ارایه آموزش های فنی و حرفه ای متناسب با نیاز بازار کار
  • رفع محدودیت های مربوط به پذیرش دانشجوی زن در برخی از رشته های تحصیلی دانشگاهی
  • افزایش کارآمدی و اثربخشی مراکز کاریابی و خدمات مشاوره شغلی
  • آشنا کردن دانش آموزان و دانشجویان با شیوه های کاریابی و راه اندازی کسب و کار
  • استقرار نظام صلاحیت حرفه ای
  1. افزایش امید جوانان در پیدا کردن شغل از راههایی مانند:
  • ارتقا سطح رشد اقتصادی کشور و استمرار آن با تاکید بر رسته فعالیت های پر اشتغال و دارای ظرفیت تولید
  • توسعه الگوی جدید مشاغل خانگی و حمایت از بنگاه های خرد و کوچک
  • ایجاد فرصت های برابر اشتغال برای زنان و مردان بویژه در مشاغل دولتی و بخش عمومی
  • رفع انحصار و ایجاد شرایط رقابتی در صدور مجوز برای راه اندازی کسب و کارهای تخصصی مانند داروخانه، دفاتر اسناد رسمی و ...
  1. کمک به افزایش مشارکت زنان در بازار کار از راههایی مانند:
  • حمایت بیمه ای از شاغلان در مشاغل پاره وقت بویژه برای زنان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی
  • استفاده از ظرفیت صندوق های ضمانت سرمایه گذاری برای حمایت از راه اندازی کسب و کار توسط زنان
  • حمایت از توسعه مراکز کم هزینه ی نگهداری از کودکان با استفاده از امکانات بخش عمومی
  • ارتقای سطح آموزش های تخصصی و مهارتی با رویکرد اشتغال در مشاغل تخصصی و نوین

© تمامی حقوق این سامانه متعلق به معاونت توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی می باشد.