lmia logo

سـامانه ملی تحلیل اطـلاعـات بــازار کــار

  • آمار و اطلاعات

  • برگ نخست
  • آمار و اطلاعات
  • شاخص های اصلی بازار کار
  • دستیابی تحصیلی و بی سوادی
  • تحلیل و گزینه های سیاستی

دستیابی تحصیلی و بی سوادی

تحلیل شاخص دستیابی تحصیلی

با توجه به هرم سنی جمعیت بر حسب تحصیلات طی چند دهه اخیر، جمعیت بی سواد در حال محو شدن می باشد و افزون برآن، در طول زمان به جمعیت دارای تحصیلات دانشگاهی نیز افزوده شده است. بیشترین تحول آموزشی در بین جوانان رخ داده است که بخش اعظمی از این گروه از خدمات آموزش عالی بهره می برند. لذا توجه به آینده کاری دانشجویان و فارغ‌التحصیلان ضروری است. هر چند که بررسی ها نشان می دهد به‌دلیل فقدان و یا ضعف ارتباط میان نظام آموزش عالی و بازار کار کشور، در دهه های اخیر اقتصاد ایران با مازاد نیروی انسانی در بعضی از رشته های تحصیلی روبرو می‌باشد.

- مقایسه سطح تحصیلی و نرخ بیکاری

شاخص دستیابی تحصیلی و بی‌سوادی می‌تواند پیامدهای مهمی برای سیاست اشتغال و نظام آموزشی (رسمی و غیررسمی) داشته باشد. در صورتی‌که افراد دارای سطح تحصیلات پایین در معرض خطر بیشتری برای بیکار شدن قرار داشته باشند، واکنش سیاستی ممکن است به‌دنبال افزایش سطح تحصیلات و یا ایجاد مشاغل کم مهارت در سطح کشور باشد. از طرف دیگر، اگر سهم بالاتری از بیکاری در بین افراد دارای تحصیلات عالی باشد، نشان از فقدان مشاغل حرفه‌ای و سطح بالا است و یا نشانگر مازاد عرضه نیروی کار دانش‌آموخته دانشگاهی در اقتصاد ایران است. در جایی‌که عرضه نیروی کار واجد شرایط از افزایش تعداد فرصت‌های شغلی حرفه‌ای و فنی پیشی می‌گیرد، کارجویان واجد شرایط مجبور به پذیرش اشتغال زیر سطح مهارت خود می‌شوند.

پیامد احتمالی حضور متراکم بیکاران تحصیل کرده در یک کشور می تواند"فرار مغزها" باشد که به موجب آن متخصصان تحصیل کرده برای یافتن شغل به سایر مناطق جهان مهاجرت می‌کنند. حال آن که تا چه میزان بین نیروی انسانی تربیت شده در نظام آموزش عالی و بازار کار برای آن ها تطابق وجود دارد و یا این که افراد دانش آموخته دانشگاهی به راحتی جذب واحدهای اقتصادی (خصوصی، تعاونی و دولتی) می شوند، به ساختار عرضه و تقاضای جمعیت دانش آموخته دانشگاهی به تفکیک رشته تحصیلی مراجعه می شود. در نمودار (1) با توجه به جمعیت شاغل و بیکار در رشته های مختلف تحصیلی و مقایسه آن با تعداد جمعیت فارغ التحصیلان همان رشته، ناترازی جمعیت و بازار کار عالی بر اساس نیاز جامعه، مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به محدودیت آماری، داده های مورد بررسی تا حدودی امکان توضیح این موضوع را دارند، علی ایحال با توجه به نمودار فوق شکاف جمعیت و بازار کار عالی کشور از بعد جمعیت دارای آموزش عالی و تقاضای کار آنها به تفكيك گروه هائ عمده رشته تحصيلي بر اساس نتایج آمارگیری نیروی کار سال 1397 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. همانطور که مشاهده می شود به صورت بالفعل (بر مبنای تفاوت عدد 100 از درصد اشتغال دانش آموختگان) برای 42 درصد از جمعیت دانش آموخته دانشگاهی، فرصت های شغلی ایجاد نمی‌شود و بصورت بالقوه (بر مبنای تفاوت عدد 100 از درصد جمعیت فعال دانش آموختگان) نیز این وضعیت بالای 53 درصد می باشد. به گونه ای که وضعیت اشتغال در رشته های مختلف تحصیلی حاکی از آن است که در برخی از رشته ها مانند جنگلداری، هنر، علوم زیستی، محیط زیست، حقوق، علوم فیزیک، فرآوری و ساخت، معماری و ساختمان بازار کار توانایی کمی در جذب نیروی کار در رشته های تحصیلی مذکور را دارد و در مقابل، در رشته های تحصیلی همچون دامپزشکی، خدمات حمل و نقل، مهندسی و حرفه های مهندسی، بازار کار توانایی بالایی در جذب نیروی کار در رشته های تحصیلی ذیربط را دارد.

نمودار (1): شکاف و یا ناترازی بازار کار عالی (مردان-زنان) کشور (از بعد جمعیت عالی و تقاضای کار آنها)

مطابق نمودارهای (2) و (3) ، از یک طرف، سطح شکاف جمعیت عالی به صورت بالفعل و بالقوه برای مردان دانش آموخته عالی نسبت به زنان دانش آموخته عالی کمتر می باشد و در مقابل برای دانش آموختگان زنان دانشگاهی، شکاف عرضه و تقاضا در رشته های تحصیلی بیشتر می باشد. بعبارت دیگر، تنوع بیکاری دانش آموختگان دانشگاهی زنان بیشتر از مردان می باشد.

با نگاه کلی می توان دریافت با گسترش کمی آموزش عالی در سال های اخیر در شرایطی که ویژگی های بازار کار از نظر حجم و ساختار تخصص های مورد نیاز در سطوح عالی مورد بررسی و دقت قرار نگرفته، تعداد قابل توجهی از دانش آموختگان نتوانسته اند جذب بازار کار شوند و این وضعیت پیامدهای نگران کننده ای خواهد داشت.

 

نمودار(2): شکاف و یا ناترازی بازار کار عالی زنان کشور (از بعد جمعیت عالی و تقاضای کار آنها)

 

 

نمودار (3): شکاف و یا ناترازی بازار کار عالی مردان کشور (از بعد جمعیت عالی و تقاضای کار آن ها)

 

-رابطه نرخ باسوادی با درآمد سرانه

سطح سواد و دستیابی تحصیلی افراد جامعه تا حد زیادی به درآمد سرانه کشور بستگی دارد. معمولاً با افزایش درآمد سرانه، نرخ باسوادی و متوسط سال های تحصیل نیروی کار در کشورها افزایش می یابد، زیرا خانوارها و دولت دارای توان مالی لازم برای سرمایه گذاری در زمینه آموزش خواهند بود. همانطور که از نمودار زیر مشاهده می شود، رابطه مستقیم بین درآمد سرانه و نرخ باسوادی در کشورها تایید می شود.

 

نمودار (۴):رابطه درآمد سرانه با شاخص دستیابی تحصیلی

 

 

گزینه های سیاستی:

سیاست های لازم برای کاهش نرخ بیکاری و کاهش تعدیل نیروی کار در محورهای ذیل خلاصه می شود:

الف) بازنگری و اصلاح روند پذیرش دانشجو در رشته های تحصیلی براساس نیازهای بازار کار در مناطق و میزان جذب دانش‌آموختگان در بنگاه ها و مشاغل

ب) توسعه دوره های مهارتی و کاربردی برای دانشجویان سال آخر و فارغ التحصیلان دانشگاهی

ج)فراهم نمودن زمینه های دستیابی به رشد اقتصادی بالاتر جهت افزایش درآمد سرانه

 

 

© تمامی حقوق این سامانه متعلق به معاونت توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی می باشد.